فک کنم بدترین خصوصیتم اینه که توقع دارم بقیه درکم کنن
چ مضحک !
احساس میکنم هردفعه که ما هستیم این آقاعه میره بستنی میخره ، احساس شرمندگی میکنم دوستی گفت شنبه ناهار دعوتشون کنیم که امیدوارم بیان وگرن دیگه نمیتونم هیچی ازشون قبول کنم :/
مدیر جدیدمون وزنش بین ۴۴ تا ۴۹ کیلوعه و قدش ۱۷۵ تقریبا ؛امروز بهش ویفر تعارف کردیم گفت اگر اینو بخورم دیگه نمیتونم ناهار بخورم
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
مدیرمون چایی نمیخورهههه میدونم پست قبلی ام نوشتم اما بعلت فجاعت موضوع باید دوبار نوشته شه
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
آدم به خودش که نمیتونه دروغ بگه دلم گرفته زنگ زدم بهش فین فین میکرد گریه کرده بود +ولی دارم تلاشمو میکنم حالمو خوب نگه دارم
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
دیدین این فیلمایی که آدما یه بلایی سرشون میاد و میفتن دنبال انتقام و هیچ جوره هم آروم نمیشن ؟! دقیقا شبیه اونا شدم ... بااین تفاوت که باید تمومش کنم و همه چی رو به خدا واگذار کنم، خدایی که باهاش قهرم و دور ! میدونم صدامو نمیشنوه اما سر بزنگاه ها مدام چشم امیدمو بهش می دوزم و با یادآوری هزاران چشم ناامید شده سرگردون میشم و نگاهمو پایین می آرم ! نمیدونم چ چرخه معیوبیه
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
روی شیرونی برای پرنده ها برنج ریختم
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
امروز ۳۵ نفرر دیدم ینی ۳۵ تا ۱۲۲ تا سووال! آخرش قاطی کرده بودم دیگه
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
یعنی اگه من وکیل میشدم بدبخت میشدم همه پرونده هارو مفتی انجام میدادم
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی
دلمون میگیره از بعضی از تصمیمات ولی باید گرفته شه ... +کاش همه چی یجور دیگه بود
برچسب:
نویسنده: غزل یزدانی